عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

197

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

است كه آب آن گوارا و مكفى هزار نفر و هزار اسب و شتر است . و ربع فرسنگ از سر گردنه گذشته دست چپ جادّه ، به فاصلهء دو هزار قدم مختصر كوهى است مسمّى به كوچه‌زار و وصل به آن چاهى است كه چهارده پانزده ذرع عمق دارد و آبش شيرين و گواراست و از آنجا تا رود گز دست راست راه تمامش كوه و تلّ و ماهور است . ليكن خود راه از سر گردنه تا منزل تمامش مسطّح و هموار است . رود گز 319 رود گز رودى است كه از كف آن آب شيرين گوارائى زه مىكند و منبعش دو چشمه است كه هرقدر به مصرف رسانند كم نمىشود و هنگام ترسال در غالب جاهاى اين رودخانه زه مىكند و در وقت نقصان منحصر به همان دو چشمه است . و اطراف اين رودخانه دشت خيلى وسيعى است كه علف صحرائى آن فوق العاده است و همه‌وقت قريب هزار در خانهء پلاس‌نشين در اينجاها مرتع دارند و اطراف خود رودخانه جزئى درخت گز مىرويد و به همين جهت آن را رود گز مىگويند و در كوهستان يمين رودخانه كبك و تيهو و شكار كوهى [ 219 ] زياده از حدّ تصور است . چشمهء كولكان 320 از رود گز تا سنگو « 1 » هفت فرسخ و خطّش رو به شمال شرقى سير مىكند و راهش كلية نشيب و فراز ندارد و همين‌كه يك فرسخ در زمين مسطّح و هموار سير كنى به چشمهء جارى مىرسد موسوم به كولكان و آبش به نهايت تلخ و شور است و عجب اين است كه ده پانزده ذرع بالاتر آن را - كه پهلوى سيلابى واقع است - همين كه يك ذرع زمين را بشكافى آبى جارى مىشود در كمال شيرينى و گوارائى و مىتوان گفت « هذا عذب فرات و ذاك ملح اجاج » و هروقت عابرين از اين خطّ عبور مىكنند از چشمهء جارى حيوان خود را آب مىدهند و در اين نقطه اندكى زمين را حفر كرده از آب صرف مىكنند و از اين چشمه گذشته راه بالتمام كوه و تل و ماهور است .

--> ( 1 ) - اصل : ستگز .